برچسب: نویسنده: آتنا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:52
چقدر نيستی؟!
و من زنم...
زنی با لهجه ی عشق
كه جای خالی ات را
با لاک های رنگی و رژهای صورتی
پر می كنم...
رو به روی آيينه لبخند می زنم
و انتظارت را درد می كشم
روز را با عطر تو نفس می كشم...
و شب را در شرجی خيالت خواب می كنم..
سفيدی موهايم را رنگ می كنم
و خط های پيشانی ام را صاف...
برايت جوان می مانم
حتی اگر شناسنامه ام را باد ببرد...
و برای با تو بودن دير شده باشد
خيلی دير . . .
(سارا قبادی)
برچسب: نویسنده: آتنا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:52
برچسب: نویسنده: آتنا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:52
برچسب: نویسنده: آتنا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:52
زن زمانی می رود که باید برود
اشتباه نکن صحبت از حادثه تکه تکه شدن قلبش نیست
زن می تواند بادبان تکه تکه شده تمام حادثه ها ی قلبش را
با گذشت با عشق با جان وصله کند
و کشتی زندگی را حتی با بادهای ناموافق هدایت کند
زن اما
زمانی می رود که غرورش جریحه دار شده باشد
آن روز یقین بدان و شک نکن
که او هرگز باز نمی گردد .....
(نسرین بهجتی)
برچسب: نویسنده: آتنا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:52
برچسب: نویسنده: آتنا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:52
برچسب: نویسنده: آتنا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:52
برچسب: نویسنده: آتنا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:52